همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی، چه شود تورا که من هم برسم به آرزویی |
خدایا
تو را عاشق دیدمو غریبانه عاشقت شدم؛
تو رابخنده پنداشتمو گناهکار شدم؛
تو را وفادار دیدمو هر کجا رفتم بازگشتم؛
تو را گرم دیدمو در سردترین لحظات به سراغت آمدم،
تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی....؟!!!!! ...
الوداع یا علی و یا عظیم
الوداع یا غفور و یا رحیم
الوداع ای سفره پیغمبری
الوداع ای گریه های حیدری
بارالها را عشق و عاشقی را سد نکن
اندراین خانه گدا را رد مکن
تا رمضانی دیگر
رسید آنروز که بی هم شدیم تو بی وفا و من بدنبال وفا ........افسوس از دنیای بی وفا
الهىنامه استاد حسنزاده آملى
بسم الله الرحمن الرحيم
الهى بحق خودت حضورم ده و از
جمال آفتاب آفرينت نورم ده.
الهى راز دل را نهفتن دشوار است
و گفتن دشوارتر.
الهى يا من يعفو عن الكثير و
يعطى الكثير بالقليل از زحمت كثرتم وارهان و رحمت وحدتم ده.
الهى ساليانى مىپنداشتم
كه ما حافظ دين توايم استغفرك اللهم در اين ليلة الرغائب هزار و سيصد و
نود فهميدم كه دين تو حافظ ما است احمدك اللهم.
الهى چگونه خاموش باشم كه دل در
جوش و خروش است و چگونه سخن گويم كه خرد مدهوش و بيهوش است.
الهى ما همه بيچارهايم و تنها
تو چارهاى و ما همه هيچكارهايم و تنها تو كارهاى.
الهى از پاى تا فرقم در نور تو
غرقم يا نور السموات و الارض انعمت فزد.
الهى شان اين كلمه كوچك كه به
اين علو و عظمت است پس يا على يا عظيم شان متكلم اينهمه كلمات شگفت لا تتناهى چون
خواهد بود.
الهى واى بر من اگر دانشم رهزنم
شود و كتابم حجابم.
الهى چون تو حاضرى چه جويم و
چون تو ناظرى چه گويم.
الهى چگونه گويم نشناختمت كه
شناختمت و چگونه گويم شناختمت كه نشناختمت.
الهى چون عوامل طاحونه چشم بسته
و تن خستهام راه بسيار ميروم و مسافتى نمىپيمايم واى من اگر دستم نگيرى و رهاييم
ندهى.
الهى خودت آگاهى كه درياى دلم
را جزر و مد استيا باسط بسطم ده و يا قابض قبضم كن.
الهى دستبا ادب دراز است و پاى
بى ادب، يا باسط اليدين بالرحمة خذ بيدى.
الهى بسيار كسانى دعوى
بندگى كردهاند و دم از ترك دنيا زدهاند، تا دنيا بديشان روى آورد جز وى همه
را پشت پا زدهاند اين بنده در معرض امتحان درنيامده شرمسار استبحق خودت ثبت قلبى على دينك.
الهى ناتوانم و در راهم و
گردنههاى سخت در پيش است و رهزنهاى بسيار در كمين و بار گران بر دوش يا
هادى اهدنا الصراط المستقيم صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و
لا الضالين.
الهى از روى آفتاب و ماه و
ستارگان شرمندهام از انس و جان شرمندهام حتى از روى شيطان شرمندهام كه همه در كار خود استوارند
و اين سست عهد ناپايدار.
الهى رجب بگذشت و ما از خود
نگذشتيم و تو از ما بگذر.
الهى عاقبت چه خواهد شد و با
ابد چه بايد كرد.
الهى عارفان گويند عرفنى نفسك،
اين جاهل گويد عرفنى نفسى.
الهى اهل ادب گويند به صدرم
تصرفى بفرما اين بى ادب گويد بر بطنم دست تصرفى نه.
الهى در راهم، اگر در بارهام
گويى لم نجد له عزما چه كنم.
الهى آزمودم تا شكم دائر است دل
بائر استيا من يحيى الارض الميتة دل دائرم ده.
الهى همه گويند خدا كو حسن گويد
جز خدا كو.
الهى همه از تو دوا خواهند و
حسن از تو درد.
الهى آن خواهم كه هيچ نخواهم.
الهى اگر تقسيم شود به من بيش
از اين كه دادى نميرسد فلك الحمد.
الهى ما را ياراى ديدن خورشيد
نيست، دم از ديدار خورشيد آفرين چون زنيم.
الهى همه گويند بده حسن گويد
بگير.
الهى همه سرآسوده خواهند و حسن
دل آسوده.
الهى همه آرامش خواهند و حسن بىتابى،
همه سامان خواهند و حسن بى سامانى.
الهى چون در تو مىنگرم از آنچه
خواندهام شرم دارم.
الهى از من برهان توحيد خواهند
و من دليل تكثير.
الهى از من پرسند توحيد يعنى چه
حسن گويد تكثير يعنى چه.
الهى از نماز و روزهام توبه
كردم بحق اهل نماز و روزهات توبه اين نا اهل را بپذير.
الهى بفضلتسينه بى كينهام
دادى بجودت شرح صدرم عطا بفرما.
الهى عقل گويد الحذر الحذر، عشق
گويد العجل العجل آن گويد دور باش و اين گويد زود باش.
الهى ضعيف ظلوم و جهول كجا و
واحد قهار كجا.
الهى آنكه از خوردن و خوابيدن
شرم دارد از ديگر امور چه گويد.
الهى اگر چه درويشم ولى داراتر
از من كيست كه تو دارايى منى.
الهى در ذات خودم متحيرم تا چه
رسد در ذات تو.
الهى نعمتسكوتم را ببركت و
الله يضاعف لمن يشاء اضعاف مضاعفه گردان.
الهى بلطفت دنيا را از من گرفتهاى
بكرمت آخرت را هم از من بگير.
الهى روزم را چو شبم روحانى
گردان و شبم را چون روز نورانى.
الهى حسنم كردى احسنم گردان.
الهى دندان دادى نان دادى، جان
دادى جانان بده.
الهى همه از گناه توبه مىكنند
و حسن را از خودش توبه ده.
الهى گويند كه بعد سوز و گداز
آورد حسن را بقرب سوز و گداز ده.
الهى خودت گفتهاى و لا تياسوا
من روح الله نااميد چون باشم.
الهى انگشترى سليمانيم دادى انگشتسليمانيم
ده.
الهى سرمايه كسبم دادى توفيق
كسبم ده.
الهى اگر ستار العيوب نبودى ما
از رسوايى چه مىكرديم.
الهى من الله الله گويم اگر چه
لا اله الا الله گويم.
الهى مست تو را حد نيست ولى
ديوانهات سنگ بسيار خورد، حسن مست و ديوانه تست.
الهى ذوق مناجات كجا و شوق
كرامات كجا.
الهى علمم موجب ازدياد جهلم شد
يا علم محض و نور مطلق بر جهلم بيفزا.
الهى اثر و صنع توام چگونه بخود نبالم.
الهى دو وجود ندارد و يكى را
قرب و بعد نبود.
الهى هر چه بيشتر دانستم
نادانتر شدم بر نادانيم بيفزا.
شعریست در قالب غزل از
عارف سوخته امام خمینی(ره)
مسلک نیستى
جزعشق تو هیچ نیست اندر دل ما
عشق تـو سرشته گشته اندر گلِ ما
«اسفار» و «شفاء» ابن سینا نگشود بـــــا آن همـه جرّ و بحثها مشکل ما
بــا شیخ بگو که راه من باطل خواند بـــر حـــــــــــقّ تو لبخند زند باطل ما
گــــــــــر سالک او منازلى سیر کند خــــــود مسلک نیستى بود منزل ما
صـــد قافله دل بار به مقصد بستند بر جــــاى بمانـــد این دل غافـــل ما
گر نوح ز غرق سوى ساحل ره یافت این غرق شدن همى بود ساحل ما
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|