همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی، چه شود تورا که من هم برسم به آرزویی |
خدايا
گاهي حجم دنياي درونم، ازوجودت تهي ميشود، آن وقت من ميمانم و تنهايي و دلتنگي، درها و ديوار ميشوند و نگاهها سنگين.
دلخوشي يك آرزوي دور از دسترس ميشود و اميد، نااميد
پروردگار خوبم!
روزنه قلبم را به رويت باز كن!
تنها نو وجود توست كه دلم را زنده نگاه ميدارد.
سلام بر شعبان و اعيادش، سلام بر حسين و عباسش، سلام بر سجاد و سجدههايش، سلام بر علي اكبر و جوانيش، سلام بر نيمه شعبان و ظهور مولودش، آغاز ماه شادي آلالله بر شيعيان مبارك.
..........................................
ميلاد با سعادت زيباترين گل هستي، امام حسين (ع) و شهزاده زمين و زمان سيدالساجدين (ع) و مظهر وفاداري و عشق حضرت ابوالفضل العباس و زيباترين گل اهل بيت و شبيهترين به رسول خدا (ص) حضرت علي اكبر و طاووس بهشتيان، گل نرگس، مهدي فاطمه اباصالحالمهدي (عج) بر شيعيان تهنيت باد.
..........................................
يَابنَ ياسينَ وَالذاريات يَابنَ الطُّوُروَالعاديات، هر سپيده دم گلهاي «الغوث» ميكارم و غنچههاي «ادركني» ميبويم و در سايه سالار «الساعه» آرام ميگيرم و در چشمهسار «العجل» وضو ميسازم و سجاده اميد بر چمن زار انتظار پهن ميكنم و دو ركعت نماز «رجا» ميگزارم و به انتظار مينشينم تا تو بيايي .... اَيْنَالطّالِبُ بِدَمِالمَقتُولُ بِكَربَلاء ...........................................................
اَلسلامُعَلَيكَ يا ثارَا... وَ بنَ ثارِه، اي قيام كننده، اي پاسدار حريم ولايت، اي امر كننده به معروف، اي حسين جان، نسيم با تولد شما متولد شده و عشق در كلاس شما درس ميخواند، ايثار به شما مقروض شده و روح از شما جان گرفته پس اي عزيز زينب. ..................................
اي عبد صالح، سپه سالار لشگر، اي پدر مشك بابالحوائج، اي علمدار كربلا در
تمام عمر و همه زندگي حتي در روز تولدت هم يك روز پس از امام حسين (ع)
چشم به جهان گشودي تا شاهدي براين پيروي و متابعت باشي، من چه بگويم در
جايي كه امام حسين (ع) ميفرمايد جانم به فدايت برادر ..................................
هم خسته تب بودي و هم تشنه آب. اي بسته به زنجير جفا ادركني
اي سيدالساجدين، اي بنده صالح خدا از تو درخواست..............................................
دوستان خوبم : نقطه چین ها منتظر دل نوشته های شماست حداقل در شش سطر..
غزلم نذر نگاهت مددی کن......
خواب ديدم كه شبي رهگذري مي آيد
"شب دلتنگ مرا سر زده مي آرايد"
مي رسد تا كه پس از اين همه دلتنگي ها
گره ازبغض غزل هاي ترم بگشايد
اين همه شور كه در ذهن غزل هاي من است
بوي ياسي ست كه از هرم تنش مي آيد
غزلم نذر نگاهت مددي كن؛ چنديست
"مرگ دارد تن خود را به تنم مي سايد
یا مهدی ادرکنی
مهدي جان!
اي كاش مي دانستم چشمان پاك كدامين خاك حضور سبز تو را به تماشا نشسته است
و بر نومي قدم هايت بوسه مي زند.
مولاي من!
اي كاش مي دانستم كدامين سرزمين غريب با وجود نازنين تو آشنايي دارد و آغوش
خويش را براي مهرباني هايت گشوده است.
…يا بن الحسن!
سخت است براي من كه سايه تمام مردم از ميان كوچه نگاهم بگذرد، اما پنجره چشمانم به
روي خورشيد زيباي تو بسته باشد و باغ دلم از بهار به صدايت بي نصيب بماند.
…اي يوسف دور از وطن!
سخت است براي من كه از اشك فراقت، بي طاقت شوم، در حالي كه مردمان ياد تو را از
خاطر برده باشند.
سایه تون سنگینه مولا، کجا رفته اون چشاتون
کوچه خیلی وقته مونده، چشم به راه قدماتون
سایه تون سنگینه مولا، ما گلایه ای نداریم
هر کجا باشین شما رو، روی چشمامون می ذاریم
سایه تون سنگینه مولا، غم نشسته تو صداتون
یه نگاه بندازین آقا، آقا جون به زیر پاتون
تک سوار غریبم!
نمیدانم از کدامین درد باید بگویم. نمیدانم از خود شکوه کنم یا مردمان؟! نمیدانم ازدوریت بنالم یا ندیدنت؟! از چشمانم گلایه کنم که تاب دیدارت را ندارند؟! یا از پردهای که حصار غیبتت شدست؟!
زندگی فصل پر از روياست زندگی دشتی پر از غوغاست زندگی پرواز افکار نگاه ما به قهر سينه و دلهاست زندگی رفتن به اوج ديدنی هاست شيوه رقص پرستو هاست زندگی روييدن گلها در تن صحراست آری زندگی زيباست .
من از پروانه بودن ها، من ا ز دیوانه بودن ها، من از با زی یک شعله ی سوزنده که آتش زده بر دامان پروانه نمیتر سم... من از هیچ بودن ها، ا ز عشق نداشتن ها، من از بی کسی و خلوت انسان ها میترسم.
از گذشته ها چه باقي مانده، هيچ.... از ان همه بي قراري شاد کودکانه، چه باقي مانده، هيچ.... دلم مي خواهد برگردم به گذشته هاي دور، روزگاراني که گذشت زمان را احساس نمي کردم... روزگاراني که بي بهانه لبخند مي زدم و شاد بودم و هيچ غم و اندوهي در دلم جاي نداشت.
صاحبنظران براین باورند که انسان قدرت آن را دارد که نومیدی را به امید، شکست را به پیروزی و اشک را به خنده تبدیل کند به شرطی که به زندگی و شگفتی های آن «بله» بگوید.. به عقیده آنها، با خندیدن به مشکلات به راحتی می توان با آنان مقابله کرد و این راهی برای رسیدن به آرامش و شاد زیستن است.
خدایا!من آموخته ام با تو بودن چه قدر آسان است.
خدایا!من آموخته ام در کنار تو بودن یعنی همه چیز.
خدایا!من آموخته ام با یاد تو بودن یعنی اندیشیدن در عمق.
خدایا!من آموخته ام تو را صدا کردن یعنی آرامش خاطر.
خدایا! کمکم کن تا بیاموزم این زندگی را که تو به من هدیه کرده ای، شاداب تر و سالم تر بسازم.
خدایا! من آموخته ام که در هر لحظه به درگاه تو نیایش کنم و شکر گزار دریای بی کران رحمت تو باشم.
من آموخته ام که در درون لحظه ها زندگی کنم، نه برای لحظه ها و حتی به دنبال لحظه ها بروم.
من آموخته ام که به خود نگاه کنم و از عقل بی کرانم استفاده نمایم و عشق را در خود و دیگران ببینم و زندگی را یک راز بدانم زیرا به دنبال راز رفتن، به من زیبایی می دهد.
من آموخته ام که زندگی مانند یک پازل است که به موقع باید قطعه های آن را کنار هم بگذارم و در نهایت از شاهکاری که در حال ساختن آن هستم، لذت ببرم.
این پازل، مال من است و منحصر به فرد است از تولد تا مرگ.
من خودم را با خود، مقایسه می کنم چون پازل من با دیگری فرق دارد حتی با فرزندم، همسرم، اطرافیانم و انسان های دیگر.
مسأله های دوران زندگی ام که تا به امروز گذشته و قطعه های پازل آن را چیده ام، در زندگی ام نقش بسته است، پس نمی توانم همان پازل را برای دیگران و حتی برای فرزندم بخواهم، چون با تولد فرزندم در پازل زندگی ام، او هم دارای یک پازل می شود و هرچه این پازل توسط اطرافیان، کم تر دستکاری شود، او با رشد خود و تصمیم به موقع و برخوردار بودن از خلاقیتش، پازل زیباتری نسبت به زمان خود می سازد و از شاهکار خود لذت می برد. چون در درون لحظه ها می تواند با فکر خود و انتخاب صحیح قطعه ها حتی با کم ترین اشتباه، شاهکار زندگی زیبایش را بسازد.
این شاهکار به طور دقیق مشخصه ی تعهد ریشه دار و پایدار اوست که باعث می شود بر زندگی تسلط یابد. در حقیقت، من با آموختن زندگی زیبا و خود را عامل حرکت دانستن، قطعه های پازل را کنار هم می چینم. در واقع صحیح چیدن قطعه هاست که مرا ساخته و پرداخته می کند.
بگذارید داستانی از دو برادر دوقلو برای تان بگویم:
دو برادری که یکی در فقر و اعتیاد و دیگری در تحصیلات، ثروت و زندگی زیبا به سر می بردند، در یک مصاحبه از آنان سؤال شد که عامل بدبختی و خوشبختی شما چه بوده است؟
اولی گفت پدرم، دومی گفت پدرم.
در حقیقت، پدر آنان، یک فرد فقیر و معتاد بود.
اولی با مقصر دانستن پدر و سرزنش خود و دیگران، پازل پدر را تکرار کرد.
ولی دومی با اراده ی خود و عدم مقصر دانستن فردی، پازل منحصر به فرد خود را نقش بست.
آدمی، زندگی پیش ساخته نیست. این تو هستی که با توکل به خدا و چیدن به موقع قطعه های پازل، زندگی هدفمند خود را نقش می بندی و از وقایع و بحران های زندگی، جرأت، شهامت، صبوری و پذیرش را می آموزی.
تاسف آوره
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!
چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!
چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد یا کلیسا طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!
چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!
چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن یا کتاب مقدس سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!
چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی مثل کلیسا یا مسجد تمایل داریم!
چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!
چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان کتب مقس و قرآن رو به سختی باور می کنیم!
چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!
چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!
خنده داره . اینطور نیست؟!
دارید می خندید؟
دارید فکر می کنید؟
این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای اعلی و دوست داشتنی است.
آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست خودتون پاک می کنید بخاطر اینکه مطمئنید که اونها به هیچ چی اعتقاد ندارند؟!!!
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|