تبليغاتX
سحر بلبل حکایت با صبا کرد
 
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی، چه شود تورا که من هم برسم به آرزویی
 

این شعر نیست واقعیتی است در قالب شعر به زبان آذری

 

فلكین قانلی الیندن بیر آتیلمیش یئره اندی، بیر فلاكت آنانین جان شیره‌سیندن سودون آمدی، پوللو نیسگیل شله‌سین چیگنینه آلدی، تای‌توشوندان دالی قالدی، ساری گول مثلی سارالدی، گونی تك باغری قارالدی، درد الیندن زارا گلدی، گونی گوندن قارا گلدی، خان چوبانسیز سئله تاپشیرسین اوزون یوردوموزا بیر سارا گلدی، بیر وفاسیز یار الیندن یارا گلمز یادا گلدی، بیر یازیق قیز جان الیندن جانا گلمز سانا گلدی، گچجكده الموت دامنه‌سیندن بورایا درمانا گلدی،

سوری آدلی، الی باغلی، دیلی باغلی،

سوری كیمدی؟

سوری بیر گولدی جهندمده بیتیبدیر، سوری بیر دامجی‌دی گوزدن آخاراق اؤزده ایتیبدیر، سوری یول یولچوسودور ائیریده یوخ دوزده ایتیبدیر، سوری بیر مرثیه‌دیر اوخشایاراق سؤزده ایتیبدیر، اؤ كه‌یوللرده‌كی ایتمیشدی ازلدن اؤدی گوزدن‌ده ایتیبدیر،

سوری بیر گوزلری باغلی، اؤزی داغلی، سؤزی داغلی، اؤلوب هاردان هارا باغلی، بوشلاییب دؤغما دیارین اؤموب البته یاریندان، ال اؤزوب هرنه واریندان، قوخماییب شهریمیزین قیشدا آمانسیز بورانیندان نه قاریندان،

گزیر آواره تاپا یاندیریجی دردینه چاره تاپا بیلمیر، چوخ سؤیر عشقی باشیندان آتا آمما آتا بیلمیر، اؤوا باخ اؤچی دالینجا قاچیر آمما چاتا بیلمیر،

ایش دونوب لیلی دوشوب چوللره مجنون سوراغیندا، شیرین الده تئشه داغ پارچالیییر فرهاد اؤتورموش اوتاقیندا، تشنه لب قو نئجه گور جان وئریر دریا قیراغیندا،گوزده حسرت یئرینی خوشلاییب ایبهام دوداغیندا، وارلیقین سون اثری آز قالیر ایتسین یاناغیندا، سانكی بیر كؤزدی بورونموش كؤله وارلیق اوجاغیندا، كوزلییر پیلته كیمین یاغ توكنیبدیر چیراغیندا،بوی آتیر رنج باغیندا،قوجالیر گنج چاغیندا،

بیر آدامسیز، سوری آدلی، الی باغلی، دیلی باغلی،

سوری جان اومما فلكدن فلكین یوخدی وفاسی، نه‌قدر یوخدی وفاسی اؤقدر چوخدی جفاسی، كوهنه رقاصه‌كیمین هركسه بیرجوردی اداسی،

اؤ ایاقدان دوشنی ایستر ایاقدان سالان اولسون، اؤ تالانمیش‌لاری ایستر گونی گوندن تالان اولسون، اؤ آتیلمیش‌لاری ایستر هامیدان چوخ آتان اولسون، اؤ ساتیلمیش‌لاری ایستر گول ائدركن ساتان اولسون،

نئنمك قورقو بوجوردور فلكین نظمی ازلدن، اؤلوب اضدادیله باغلی،

قاراسیز آغلار اولماز، دره‌ سیز داغلار اولماز، اؤلوسیز ساغلار اولماز،

گرك هر بیر گوزله بیردانا چیركین‌ده یارانسین، بیری گویدن یئره انسین، بیری عرشه اوجالانسین، بیری چالسین ال ایاق غم دنیزینده، بیری ساحیلده سؤینجكله دولانسین، بیری ذللت پالازین باشه چكیب یاتسادا آنجاق، بیری‌نین بختی اؤیانسین، بیری قویلانسادا نعمتلره نئنك، بیری‌ده قانه بویانسین،

آی آدامیسز سوری آدلی، ساچلاریندان دارا باغلی،

نئنمك ایش بئله گلمیش، جور گلنده گوله گلمیش، فلكین اگری كمانیندا اولان اؤخ آتیلاندا دؤزه دگمیش، دیلسیزین باغرینی دلمیش، اگری قالمیش دوزی اگمیش،

اونا خوشدور بو فلك ائل ساراسین سئللر آپارسین، بولبول حسرت چكرك گول ثمرین یئللر آپارسین، قیسی چوللرده قویوب لیلی‌نی محمللر آپارسین، خسرو شیرینیله ال اله ؤرسین فرهادین قامتین اگسین، باخاریق چرخ زمان نئشیه گلسین كئفه دولسون، سورولر سولسادا سولسون، بیری باش یولسادا یولسون،

سیسقا بیر اولدوز اگر اولماسا اولدوزلار ایچینده بو سما ظولمته باتماز، داش آتان كول باشی قویموش داشینی اوزگلر آتماز، سن یئتیش‌سن هدفه اؤندا فلك مقصده چاتماز، داها افسانه یاراتماز،

سوری ای باشی بلالی، فلكین قانلی غزالی،

سوری بیر قوشدی خزان آیری سالیبدور یؤواسیندان، ال اوزوبدور آتاسیندان، قوزودور حیف اولا سؤد گورمویوب اصلا آناسیندان، اؤ زلیخا كیمی یوسیف ائنین آلمیر لیباسیندان، آغلاییب سیتقایاراق بهره آپارمیر دوعاسیندان، درد ورن درده سالیب آمما خبر یوخ داواسیندان، بونا قانع‌دی تنفس الیئیر یار هاواسیندان،

اؤ بیر آئینه‌دی رسام چكیب اؤستونه زنگار، اوندا یوخ قودرت گوفتار، اوزو چیركین دیلی بیمار، گنج وقتینده دیل‌آزار، گؤرسن كیمدی خطاكار، گؤرسن كیمدی جفاكار،

  نوشته شده در  چهارشنبه 24 مهر1387ساعت 11:33 قبل از ظهر  توسط زهرا  | 

" خاطرات نويسنده بزرگ و معاصر، پائولو كوئيلو "

 

در بندر سيدنى، به پل زيبايى نگاه مى كنم كه دو بخش شهر را به هم وصل مى كند. بعد يك استراليايى به طرفم مى آيد و از من مى خواهد آگهى روزنامه اى را برايش بخوانم. مى گويد:" حروفش خيلى ريز است. عينكم را در خانه جا گذاشته ام و نمى توانم بخوانم. "

 سعي خودم را مى كنم، اما من هم عينك مطالعه ام را نياورده ام. از مرد عذر مى خواهم. مرد مي گويد:" خوب، فراموشش كنيم. يك چيزي را مي دانيد؟ من فكر مي كنم چشم خدا هم ضعيف است. نه اينكه پير شده، اما خودش اين طور مي خواهد. اين طوري، وقتي كسي اشتباهي مي كند، درست نمي بيند. و چون دلش نمي خواهد ناديده قضاوت كند،او را مي بخشد."

مي پرسم:" خوب، پس كارهاي نيك چه مي شود؟‌" استراليايي مي خندد:" خوب، خدا هيچ وقت عينكش را در خانه جا نمي گذارد. " و به راهش ادامه مي دهد.

 

"از كتاب چون رود جاري باش"

  نوشته شده در  چهارشنبه 24 مهر1387ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط زهرا  | 

يك دعاي زيبا (انگليسي و فارسي)


I asked god to take away my habit
God said no it is not for me to take away,but for you to give it up

از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد.خدا
فرمود:خودت باید آن ها را رها کنی.


I asked god to make my handicapped child whole
God said no, body is only temporary

از او درخواست کردم فرزند معلولم را شفا دهد.فرمود: لازم نیست، روحش
سالم است،جسم هم که موقت است.


I asked god to give me happiness
God said: no, i give you blessings
happiness is up to you

 گفتم مرا خوشبخت کن.فرمود:نعمت از من،خوشبخت شدن از تو.


I asked god to make my spirit grow
God said no, You must grow on your own but i will prune you to make you fruitful

از او خواستم روحم را رشد دهد.فرمود: نه تو خودت باید رشد کنی. من فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس می کنم
تا بارور شوی.


I asked god for all things that i might enjoy life
God said no, I will give you life, so that you may
enjoy all things

از خدا خواستم کاری کند که از زندگی لذت کامل ببرم.فرمود: برای این کار
من به تو زندگی داده ام


I asked god to help me love others
as much as he loves me
God said: Ahah, finally you have the ide

از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد
من هم دیگران را دوست بدارم.
خدا فرمود: آها بالاخره اصل مطلب دستگیرت شد.

  نوشته شده در  شنبه 20 مهر1387ساعت 12:32 بعد از ظهر  توسط زهرا  | 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم

گفتی: فَإِنِّي قَرِيبٌ

من كه نزدیكم (بقره/ 186)

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم

گفتی: وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ

هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/ 205)

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفتی:  أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ

دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲2 )

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی

گفتی:  وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ

پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود / 90)

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟

گفتی : أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ

مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴)

گفتم: دیگه روی توبه ندارم

گفتی:   اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (2) غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِِ

ولی خدا عزیزِ و داناست، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳)

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟

گفتی: إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا

خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳)

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

گفتی:  وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ

به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵)

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم!  ...  توبه می‌كنم

گفتی:  إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ

خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲)

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك

گفتی: أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ

خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶)

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟

گفتی:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (41) وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا (42) هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا

ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)

  نوشته شده در  شنبه 20 مهر1387ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط زهرا  | 

 دو چیز است که جزای آن را در دنیا می دهند : ظلم ، و بدرفتاری با پدر و مادر.

2. سخن حق را از هر کس شنیدی بپذیر، اگر چه دشمن و بیگانه باشد و ناحق را از هر که شنیدی نپذیر، اگر چه دوست و نزدیک باشد.

3. خوشا به حال آن کس که باطنش نیکو و ظاهرش خوب است و شرش به دیگران نمی رسد.

4. هرکس که به درستی و حقیقت مسلمان شده باشد ، هرگز آنچه را که به خود نمی پسندد در حق دیگران روا نمی دارد .

5. جامه ای که بر پیکر دیگری بپوشانی، برایت پاینده تر از جامه ای است که خود آن را به تن کنی .

6. بهترین شما  کسی است که بر اهل و عیالش مهربان تر باشد.

7. دو خصلت است که بهتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا  و مفید بودن برای مردم .

8. خوشا به حال آن کس که زیادی مال خود را ببخشد و از سخن گفتن زیاد خودداری کند .

9. در این جهان فقط یک چیز دچار تحول نمی شود و آن خداوند است .

10. هر که تیغ ستم برکشد ، با همان تیغ کشته خواهد شد .

11. در مصاحبت کسی که تو را همسنگ خود نداند خیری نیست .

12. دو چیز را پیوسته در یاد دار: خدا  و مرگ . دو چیز را فراموش کن: نیکی خود و بدی دیگران .

13. بهترین جهاد آن است که با نفس و هوی و هوس خود مبارزه کنید.

14. کسی که خودخواهی و اسراف پیشه کند، از برتری و بزرگواری می افتد.

15. هر که بر مرکب باطل سوار شود ، آن مرکب او را در سرزمین پشیمانی پیاده خواهد کرد .

16. دو چیز عجیب است: «سخن حکمت آمیزی که سفیه گوید»، آن را بپذیرید ؛ و «سخن زشتی که خردمند گوید»، از آن در گذرید.

17. روزگار دوگونه است: روزی به سودت و روزی به زیانت، روزی که به مراد تو است سرکشی مکن و روزی که به زیانت بود، شکیب ورز.

18. زیاده روی در ملامت و سرزنش، آتش لجاجت را شعله ور می سازد.

19. دینِ مرد  خرد اوست؛ کسی که عقل ندارد، دین ندارد.

  نوشته شده در  یکشنبه 14 مهر1387ساعت 12:51 بعد از ظهر  توسط زهرا  | 

بزر گترين حق خداوند بر تو اينست که : فقط او را بپرستي و در عبوديت کسي او را شريک نگرداني  که اگر اين کار را از روي اخلاص انجام دهي 

خداوند بعهده گرفته است که امور دنيا وآخرت تو را کفايت کند.

حق نفس بر تو اينست که :

به اطاعت خداوند عزوجل در آوري.

حق زبان بر تو اينست که :

گرامي اش داشته.به گفتار زشت آلوده نسازي.وبه سخن نيک عادت دهي

ومسائلي  را که هيچ فائده در آن نيست ترک کني

وبه مردم نيکي نموده.با انان پسنديده سخن گوئي

حق گوش بر تو اينست که :

از شنيدن غيبت پاک سازي او را و از مجموعه سخنان حرام باز داري.

حق چشم بر تو اينست که :

از نگاه حرام باز داري و از نگاه خود عبرت گيري.

حق دست بر تو اينست که :

آنرا به سوي محرمات دراز نکني.

حق پا بر تو اينست که :

به سوي محرمات نرود.بر همين پاها (فرداي قيامت ) در صراط مي ايستي

پس مواظب باش که پاهايت از صراط نلغزد (که در اتش جهنم خواهي افتاد )به جهنم نيفتي.

حق شکم بر تو اينست که :

آنرا ظرفي براي حرام قرار ندهي وبيشتر از سيري در آن نريزي.

حق فرج(آلات جنسي)بر تو اينست که :

از زنا آن را باز داري واز نگاه ديگران حفظ کني.

حق نمازبر تو اينست که :

بداني نماز ورود بر خداوند عزوجل است و تو در آن حال در مقابل خداي

متعال ايستاده اي واگر اين را بداني همچون بنده اي ذليل و حقير که رغبت به رحمت خدا دارد و ترس از عذاب او دارد واميد به قبول بسته وخوف و نيازمند وبا کمال فر وتني در حال تضرع وبا وقار سکينه مولايش را تعظيم مي کند به نماز مي ايستي و نماز را با حضور قلب بخواني ودر آن حدود وحقوق قانون نماز را انجام دهي.

  نوشته شده در  یکشنبه 7 مهر1387ساعت 1:10 بعد از ظهر  توسط زهرا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM