همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی، چه شود تورا که من هم برسم به آرزویی |
انتظار ، حس غریبی است ، از یک سو تلخی فراق و از دیگر سوی امیدوصال . با تمامی تلخی و سختی ،حس شیرینی است، حسی که ارزش واقعی وصال را صد چندان می کند . منتظر خواهم ماند تا به همگان وفاداری خویش را ثابت کنم ، وفا به پیمانی که با خود بستم ، وفا به عهدی که با تو ولی بدون تو بستم . خواهم ماند تا خورشید چشمانت نور ملکوتی خویش را در کویر چهره ام ساطع کند، خواهم ماند تا جوانه وصال در شوره زار دلم شکوفه زند . چه خوش است به امید چنین روزی زنده بودن..
ترا من چشم درراهم
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|