خدايا كفر نميگويم ، پريشانم ، چه ميخواهي تو از جانم ؟
مرا بيآنكه خود خواهم اسير زندگي كردي.
خداوندا تو مسئولي.خداوندا تو ميداني كه انسان بودن و ماندن در
اين دنيا چه دشوار است.
چه رنجي ميكشد آنكس كه انسان است
و از احساس سرشار است.

نوشته شده در شنبه 13 تیر1388ساعت 11:10 قبل از ظهر  توسط زهرا
|